در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

revitalize

احیا کردن، دوباره زنده کردن، رونق بخشیدن، بهبود بخشیدن، تقویت کردن

revival

بهبود، تجدید قوا، تقویت، احیا، رونق مجدد، رواج تازه، ترویج دوباره

revolving light

چراغ‌گردان، چراغ چرخان (آمبولانس، ماشین‌های پلیس و ...)

reward

پاداش، اجر، مزد، اجرت، حق، سزا، امتیاز، پاداش دادن، مزد دادن، اجر دادن

rhythm

ضرب‌آهنگ، ریتم، ضرب، وزن (شعر)، توازن، چرخه، نظم

rhythmic

موزون، ریتمیک، آهنگین، ضربی، چرخه‌ای، دوره‌ای

rib

پشت‌بند، تیرچه، تیرک، تویزه (معماری)، دنده، آج

ribbed slab

دال دنده‌دار، دال تیرک‌دار (بتن مسلح)

ribbon

باریکه، نواره، نوار

rich

ثروتمند، پولدار، دارا، توانگر، باارزش، ارزشمند، سرشار، غنی، مقوی، مغذی، حاصلخیز، پربار

rich mix

مخلوط پرمایه (بتن، ملات)

ride

سواری، گردش سواره، راه مالرو، سوار بودن، سوار شدن، سوار اسب شدن، سوار دوچرخه شدن، سوار موتورسیکلت شدن، مسافرت کردن، رفتن، راندن، هدایت کردن (دوچرخه، اتومبیل)، سواره گذشتن، سواره عبور کردن، سواره پیمودن

rider

سوار، راکب، سوارکار، دوچرخه‌سوار، موتورسوار

ridership

تعداد مسافران استفاده‌کننده از یک سیستم حمل‌ونقل عمومی در یک دوره زمانی مشخص

ridge

کاکل، تیزه (شیروانی)، پشته، تیغه (زمین‌شناسی)

riding

سوار، سواره، سواری، سفری، اسب‌سواری، سوارکاری، بخش، بلوک (در بریتانیا)، حوزه انتخابی (در کانادا)

riding quality

کیفیت سواری، کیفیت راندن، کیفیت رانندگی

rig

دکل، سکوی حفاری، دستگاه، آلات، ادوات، مجهز کردن، تجهیز کردن، آماده‌کردن، فراهم کردن

rig (test)

سکوی حفاری آزمایشی، دکل حفاری آزمایشی

right

خوب، صحیح، درست، محق، برحق، راست، دقیق، مناسب، شایسته، بی‌عیب، بی‌نقص، واقعی، حسابی، کامل، قائمه (زاویه)، کاملاً، دقیقاً، مستقیماً، بلافاصله، فوری، به طرف دست راست، به سمت راست، حق، اختیار، صاف کردن، به حالت عادی برگرداندن، کنترل کردن، اصلاح کردن، تصحیح کردن، جبران کردن

« ۳۹۸  ۳۹۹  ۴۰۰ ۴۰۱ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۴۰۰ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰