در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

retroreflector

سطح یا دستگاهی که پرتوهای تابیده شده به آن را به منبع تابش بازتاب می‌دهد.

return

برگشت، بازگشت، مراجعت، رسیدن، رفتن، آمدن، ارسال، استرداد، عودت، گزارش، اظهارنامه، سود، بازده، بهره، کارکرد، عایدی، بلیط رفت‌وبرگشت، بلیط دوسره، برگشتن، بازگشتن، مراجعت کردن، دوباره ظاهر شدن، برگرداندن، باز پس فرستادن، مسترد داشتن، تلاقی کردن، جبران کردن، گزارش کردن، ...

reusable a/

چند بار مصرف، قابل استفاده مجدد، قابل مصرف مجدد

reuse

استفاده مجدد، مصرف مجدد، دوباره استفاده کردن، دوباره مصرف کردن، دوباره به کار بردن

reused

سنگفرش دوباره مصرف شده

revaluate

ارزیابی مجدد کردن، مجدداً برآورد قیمت کردن

revaluation

ارزیابی مجدد، ترمیم ارزش پول، ترقی، افزایش ارزش

revenue

درآمد، عایدی، درآمد دولت

reverberation

انعکاس، بازتاب، بازگشت، طنین، پژواک، پیامد، نتیجه

reversal

عکس، صورت عکس، معکوس، نقض، ضد، خلاف، وارونه، تغییر

reverse

مخالف، مغایر، متناقض، معکوس، برعکس، متضاد، واژگون، وارونه، نقطه مقابل، دنده عقب، دور زدن با دنده عقب، برعکس کردن، معکوس کردن، با دنده عقب بردن، عقب گذاشتن، تغییر دادن، عوض کردن، معکوس کار کردن (موتور)

reversible

قابل برگشت، برگشت‌پذیر، قابل تغییر

reversible lane

خط عبوری دوجهته، خط عبوری دوسویه، خط کمکی دوسویه، خط عبوری قابل برگشت

reversing

دنده عقب، حرکت به سمت عقب، گردش به سمت معکوس

revetment

پوشش، روکش (ساختمان، خاکریز)

review

بازبینی، بازنگری، تجدیدنظر، بازدید، مرور، دوره، بررسی، مطالعه، گزارش، معرفی، بازاندیشی کردن، بازبینی کردن، وارسی کردن، تجدید نظر کردن، مرور کردن، بررسی کردن

revitalization

احیا، تجدید حیات، رونق‌بخشی، بهبود، تقویت

« ۳۹۷  ۳۹۸  ۳۹۹ ۴۰۰ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۹۹ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰