در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

rest position

وضعیت ساکن، وضعیت استراحت، استراحتگاه

restoration

استرداد، اعاده، پس دادن، بازگرداندن، بازگشت، استقرار مجدد (نظم، آرامش و ...)، احیا، مرمت، ترمیم، بازسازی، تعمیر

restore

بازگرداندن، مسترد داشتن، به جای خود برگرداندن، احیا کردن، مرمت کردن، ترمیم کردن، تعمیر کردن، بازسازی کردن، تجدید بنا کردن

restrain

کنترل کردن، مهار کردن، بازداشتن

restraint

محدودیت، قید، قیدوبند، مانع، گیرداری، درگیری (سازه)، رواداری، میانه‌روی، تعادل

restrict

محدود کردن، منحصر کردن، محدودیت ایجاد کردن، محدودیت قایل شدن، حد قایل شدن، مانع ایجاد کردن

restricted a/

محدود، کنترل‌شده، کوچک، محقر، (منطقه) تحت نظارت، (منطقه) کنترل‌شده، ممنوع، ممنوعه

restricted zone

ناحیه محدودشده، ناحیه ممنوعه، منطقه منع عبورومرور

restriction

محدودیت، تحدید، نظارت، کنترل، قیدوبند، مانع

restructure

سازمان تازه دادن، دوباره سازمان دادن، ساختار را تغییر دادن، دگرگون کردن

صفحه  397  از  556