resolution قاطعیت، عزم راسخ، پایداری، ثبات قدم، تصمیم، قصد، نیت، قطعنامه، راهحل، چاره، تجزیه، تحلیل، تفکیک، تفکیکپذیری
resolve تصمیم، قصد، نیت، عزم، اراده، مصمم شدن، عزم کردن، تصمیم گرفتن، رأی دادن، حل کردن، برطرف ک ردن، تجزیه کردن، تفکیک کردن
resort راهحل، چاره، وسیله، توسل، تفریحگاه، استراحتگاه، اقامتگاه، مهمانسرا، هتل تفریحی، آمدوشد کردن، سر زدن
respect احترام، عزت، ملاحظه، توجه، مورد، جهت، خصوص، جنبه، لحاظ، حیث، نظر، احترام گذاشتن، محترم شمردن، رعایت کردن، مراعات کردن، ملاحظه کردن، توجه کردن، در نظر گرفتن
rest استراحت، رفع خستگی، فراغت، تکیه، تکیهگاه، بقیه، باقی، باقیمانده، مانده، تتمه، استراحت کردن، آسودن، خستگی در کردن، آرام گرفتن، راحت شدن، مسکوت ماندن، ختم شدن، خاتمه یافتن، استراحت دادن، راحت گذاشتن