در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

resistance to frost

مقاومت در برابر یخ‌زدگی، مقاومت در برابر یخبندان

resolution

قاطعیت، عزم راسخ، پایداری، ثبات قدم، تصمیم، قصد، نیت، قطعنامه، راه‌حل، چاره، تجزیه، تحلیل، تفکیک، تفکیک‌پذیری

resolve

تصمیم، قصد، نیت، عزم، اراده، مصمم شدن، عزم کردن، تصمیم گرفتن، رأی دادن، حل کردن، برطرف ک ردن، تجزیه کردن، تفکیک کردن

resonance

طنین، بازآوایی، همنوایی، همگامی

resort

راه‌حل، چاره، وسیله، توسل، تفریحگاه، استراحتگاه، اقامتگاه، مهمانسرا، هتل تفریحی، آمدوشد کردن، سر زدن

resort (summer)

تفریحگاه تابستانی، استراحتگاه تابستانی

resource

ذخیره، سرچشمه، منبع، چاره، وسیله، پناه، تأمین مالی کردن، امکانات مالی فراهم کردن

resources

منابع، ذخایر، امکانات مالی، توانایی‌های مالی، دارایی‌، ثروت

respect

احترام، عزت، ملاحظه، توجه، مورد، جهت، خصوص، جنبه، لحاظ، حیث، نظر، احترام گذاشتن، محترم شمردن، رعایت کردن، مراعات کردن، ملاحظه کردن، توجه کردن، در نظر گرفتن

respite

استراحت، فراغت، تسکین، وقفه، امان، مهلت، فرجه

respond

پاسخ دادن، جواب دادن، عکس‌العمل نشان دادن، واکنش نشان دادن

respondent

پاسخگو، جواب‌دهنده، خوانده، مدعی‌علیه (حقوق)

response

پاسخ، جواب، واکنش، عکس‌العمل

response time

زمان پاسخ، زمان واکنش، زمان عکس‌العمل

responsible

مسؤول، پاسخگو، قابل اعتماد، متعهد، وظیفه‌شناس، با مسؤولیت، مسبب، باعث، بانی

responsive a/

حساس، تأثیرپذیر، پاسخگو، به عنوان جواب، به نشانه پاسخ، مشتاق، راغب، واکنش‌دار

rest

استراحت، رفع خستگی، فراغت، تکیه، تکیه‌گاه، بقیه، باقی، باقیمانده، مانده، تتمه، استراحت کردن، آسودن، خستگی در کردن، آرام گرفتن، راحت شدن، مسکوت ماندن، ختم شدن، خاتمه یافتن، استراحت دادن، راحت گذاشتن

rest area

پارکینگ کنار جاده، محوطه استراحت، استراحتگاه، محوطه توقف

صفحه  396  از  556