در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

repay

پس دادن، بازپرداختن، بازپرداخت کردن، برگرداندن، جبران کردن، تلافی کردن

repayment

بازپرداخت، پاداش، جبران، قسط

repeat

تکرار کردن، دوباره انجام دادن، بازگو کردن، دوباره گفتن، تأکید کردن، تکرار شدن

repeatable

قابل تکرار، تکرار کردنی، تکرار شدنی

repeated

مکرر، پیاپی، پی‌درپی، پشت سرهم

repeater

تکرارکننده، ساعت زنگ‌دار، دستگاه رله، دستگاه تقویت‌کننده (برق)

replace

سر جای خود برگرداندن، جایگزین شدن، جایگزین کردن، جانشین کردن، عوض کردن

replacement

تعویض، جایگزینی، جانشینی، جانشین، جایگزین، عوض

reply

جواب، پاسخ، جواب دادن، پاسخ دادن

report

گزارش، شرح، خبر، گزارش دادن، شرح دادن، مراجعه کردن، اطلاع دادن، خبر دادن، اعلام کردن

reporting (fault)

گزارش کردن خطا، گزارش کردن نقص، گزارش کردن خرابی

repose (angle of natural)

زاویه شیب طبیعی، زاویه طبیعی واریز، زاویه طبیعی قرار (خاکریزی، خاکبرداری)

reprehensible a/

قابل سرزنش، نکوهیدنی، سزاوار ملامت، زشت، نکوهیده، شرم‌آور، شنیع

represent

نمایش دادن، ترسیم کردن، مجسم کردن، معرفی کردن، ارایه ک ردن، بیان کردن، نماینده بودن، دلالت داشتن، معرف بودن، نتیجه بودن، ثمره بودن، حاکی بودن

representation

نمایندگی، نیابت، بازنمایی، تصویر، بازنمود، نمایش، اجرا، ارایه، عرضه

representative

بازنما، نمایشگر، نشانگر، نمونه، معرف، گویا، بیانگر، نماینده، قائم‌مقام

repression

سرکوب، سرکوبی، جلوگیری، فرونشانی

reproduce

کپی کردن، چاپ کردن، تکثیر کردن، دوباره ایجاد کردن، نقل کردن

reproducible

بازآفریدنی، تجدیدکردنی، تکثیرکردنی، چاپ‌کردنی، قابل تکثیر، نقل‌کردنی

reproduction

تولید، بازآفرینی، تکثیر، نسخه‌برداری، تجدیدچاپ، کپی، نسخه بدل

« ۳۹۱  ۳۹۲  ۳۹۳ ۳۹۴ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۹۳ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰