در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

relax

شل شدن، سست شدن، آرام شدن، آرام گرفتن، کم شدن، کاستی گرفتن، تخفیف یافتن، شل کردن، سست کردن، راحت کردن، آسوده کردن

relaxation

سستی، رهایی (مصالح)، کاهش، تقلیل، تخفیف

release

پخش، انتشار، عرضه، رهایی، خلاصی، آزادی، کلید، اهرم، آزاد کردن، رها کردن، ول کردن (کلاچ و ...)، شل کردن، باز کردن، منتشر کردن، پخش کردن، عرضه کردن، واگذار کردن، بخشیدن، ترخیص کردن (کالا)

reliability

قابلیت اطمینان، قابلیت اعتماد، اعتبار، قابل اطمینان بودن

relief

چاه تخلیه، چاه بارشکن

relief fund

صندوق اعانه، صندوق کمک (مالی)

relief valve

کنارگذر، جاده کمکی، مسیر انحرافی

relieve

کم کردن، تقلیل دادن، از بین بردن، تسکین دادن، یاری رساندن، کمک‌رسانی کردن، از بار (ترافیک سنگین) کاستن، تخفیف دادن

relieving platform

سکوی کاهنده (پی‌سازی)، سکوی کمکی (دیوار حایل)

remain

باقی ماندن، بر جا ماندن، به قوت خود باقی ماندن، توقف کردن، اقامت کردن

remains

آثار، بقایا، ته‌مانده، باقیمانده، ویرانه‌ها

remedial

درمانی، ترمیمی، اصلاحی، جبرانی، تقویتی (کلاس، درس)

remedy

معالجه، درمان، علاج، جبران، ترمیم، اصلاح کردن، جبران کردن، ترمیم کردن

remix

(دوباره) مخلوط کردن

remote

دور، دورافتاده، پرت، بی‌ربط، نامربوط، ناچیز، کم، اندک

removable bollard

حاشیه‌نمای متحرک، حاشیه‌نمای قابل جابجایی

« ۳۸۹  ۳۹۰  ۳۹۱ ۳۹۲ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۹۱ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰