در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

regulatory

تنظیم‌کننده، منظم‌کننده، کنتر‌ل‌کننده، نظم‌دهنده، ناظر (شخص)، نظارتی (تمهیدات، شرایط)

rehabilitate

توان بخشیدن، به وضع اول برگرداندن، ترمیم کردن، مرمت کردن، نوسازی کردن، تعمیر کردن

rehabilitation

توان‌بخشی، مرمت، تعمیر، نوسازی، ترمیم

reimburse

بازپرداختن، پس دادن، مسترد کردن، برگرداندن، زیان را جبران کردن

reinforce

تقویت کردن، مسلح کردن، جوش‌دار کردن، استحکام بخشیدن، مستحکم کردن

reinforcement

تقویت، فولادگذاری، میلگردگذاری (بتن)، استحکام، آرماتور

rejoining

بندکشی برجسته، بندکشی توپر (بنایی)

rejuvenate

جوان کردن، طراوت بخشیدن، احیا کردن، حیات تازه بخشیدن، نوسازی کردن

relate

گفتن، گزارش کردن، نقل کردن، حکایت کردن، توضیح دادن، شرح دادن، ربط دادن، مرتبط ساختن، مربوط کردن، مرتبط دانستن، نسبت دادن

relation

رابطه، نسبت، ارتباط، بستگی، وابستگی، روایت، نقل

relative

نسبی، موصولی، (مربوط به) موصول

« ۳۸۸  ۳۸۹  ۳۹۰ ۳۹۱ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۹۰ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰