در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

regional rapid transit system

سیستم حمل‌ونقل سریع‌السیر منطقه‌ای، سیستم ترانزیت سریع‌السیر منطقه‌ای

register

دفتر، دفتر ثبت، صورت اسامی، دستگاه ثبت، ماشین ثبت، نام‌نویسی کردن، ثبت کردن، به ثبت رساندن، کتباً مطرح کردن، نشان دادن، نمودار ساختن، سفارشی فرستادن، سفارشی کردن (نامه، بار و ...)

registered

ثبت‌نام شده، ثبت شده، به ثبت رسیده، سفارشی (نامه)

registration

ثبت، شماره‌گذاری، ثبت‌نام، نام‌نویسی

registry office

اداره ثبت، دفتر اسناد رسمی، محضر، دفترخانه، اداره، ثبت احوال

regrading

درجه‌بندی مجدد، شیب‌بندی مجدد، ترازبندی مجدد

regression

رگرسیون، پس‌روی، بازگشت به عقب، پس‌رفت، سیر قهقرایی

regroup

از نو گروه‌بندی کردن، از نو سازماندهی کردن، از نو سازمان یافتن، تجدید سازمان کردن

regular

منظم، مرتب، قانونمند، متعارف، باقاعده، متقارن، عادی، معمولی، همیشگی، دایمی، ثابت، مستمر، نازل، مناسب (قیمت)، تمام و کمال، تام و تمام، کامل

regular commuter

مسافر دایمی (سفر رفت‌وبرگشت میان شهر و حومه)

regulate v/

نظم بخشیدن، مرتب کردن، منظم کردن، سامان بخشیدن، اداره کردن، کنترل کردن، تعدیل کردن، تنظیم کردن، میزان کردن

regulation

تنظیم، تعدیل، نظارت، کنترل، اداره، قاعده، نظم و قاعده، ضابطه، دستور، دستورالعمل، مجاز، مقرر، متعارف، مناسب

regulation (bus)

مقررات اتوبوس، قانون مربوط به اتوبوس، نظارت بر اتوبوس، ساماندهی اتوبوس

« ۳۸۷  ۳۸۸  ۳۸۹ ۳۹۰ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۸۹ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰