در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

reduction

کاهش، تقلیل، تخفیف، تنزل، ساده کردن، تلخیص

reel

بوبین، قرقره، ماسوره، حلقه، ریل (فیلم، نوار و ...)، (دور قرقره یا ماسوره) پیچیدن

reenter

دوباره وارد شدن، ثبت‌نام مجدد کردن

reeology

سیلان‌شناسی، رئولوژی

reevaluation

ارزیابی مجدد، برآورد تجدد، تخمین مجدد

refer

اشاره کردن، سخن به میان آوردن، یاد کردن، مربوط بودن، ارتباط داشتن، شامل شدن، مراجعه کردن، رجوع کردن، نگاه کردن

reference

اشاره، یاد، مراجعه، ارجاع، رجوع، منبع، عطف، شماره ارجاع، شماره عطف، معرف، معرفی‌نامه

referendum

همه‌پرسی، رفراندوم، مراجعه به آرای عمومی

refine

تصفیه‌کردن، پالودن، پالایش کردن، بهتر کردن، بهبود بخشیدن، اصلاح کردن

refinery

پالایشگاه، تصفیه‌خانه

reflect

منعکس کردن، بازتاباندن، برگرداندن، نشان دادن، نشان‌دهنده بودن، حکایت داشتن، بازنمودن، اندیشیدن، فکر کردن، تأمل کردن

reflection

انعکاس، بازتاب، تصویر، عکس، تأمل، تفکر، اندیشه، شرح، گزارش

reflective a/

منعکس‌کننده، بازتابنده، بازتابی، انعکاسی، فکور، متفکر، متفکرانه، فکورانه، تأمل‌آمیز

صفحه  387  از  556