record گزارش، شرح، سند، مدرک، یادداشت، ثبت، سابقه، پیشینه، اثر، بایگانی، پرونده، ثبت کردن، یادداشت کردن، ضبط کردن، نوشتن، وارد دفتر کردن، گزارش دادن، نشان دادن (با عقربه و درجه)، ضبط شدن
recover بازیافتن، دوباره به دست آوردن، پیدا کردن، بیرون آوردن، کشف کردن، بازپس گرفتن، جدا کردن، بهبود یافتن، خوب شدن، به وضع عادی برگشتن
recruit سرباز جدید، عضو جدید، سربازگیری کردن، به خدمت فراخواندن، نیروی تازه جذب کردن، استخدام کردن، به کار گماشتن، تجدید قوا کردن، بازیافتن (سلامتی)