reading خواندن، قرائت، مطالعه، خواندنی، برای خواندن، (مربوط به) خواندن، تعبیر، برداشت، تلقی، استنباط، نمونهخوانی، تصحیح، اطلاعات، دانش
realize فهمیدن، دریافتن، درک کردن، پی بردن، وقوف دانستن، قبول داشتن، پذیرفتن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، نقد کردن، به نقدینه تبدیل کردن