در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

read

خواندن، قرائت کردن، تشخیص دادن، شناختن، تفسیر کردن، تعبیر کردن، فهمیدن، دریافتن

reader

قرائت‌کننده، اهل مطالعه، خواننده، نمونه‌خوان، مصحح

reader (badge)

نشانه‌خوان، قرائت‌کننده برچسب (علامت)

reading

خواندن، قرائت، مطالعه، خواندنی، برای خواندن، (مربوط به) خواندن، تعبیر، برداشت، تلقی، استنباط، نمونه‌خوانی، تصحیح، اطلاعات، دانش

reading head

ابزار خواندن اطلاعات از روی دیسک (هد)

real a/

واقعی، موجود، حقیقی، اصل، طبیعی

real estate

املاک غیر منقول، دارایی غیر منقول، متسغلات

real – time

بلادرنگ، بی‌درنگ، بی‌وقفه، به‌هنگام

realize

فهمیدن، دریافتن، درک کردن، پی بردن، وقوف دانستن، قبول داشتن، پذیرفتن، تحقق بخشیدن، عملی کردن، نقد کردن، به نقدینه تبدیل کردن

rear a/

عقب (قسمت)، پشت، عقبی، پشتی

rear belt

کمربند عقب (وسیله نقلیه)

rear seat

صندلی عقب، صندلی پشت (وسیله نقلیه)

rearview mirror

آینه عقب، آینه عقب‌نما، آینه پس‌نما (اتومبیل)

« ۳۸۱  ۳۸۲  ۳۸۳ ۳۸۴ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۸۳ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰