در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

rake

شیب، میل (افقی، قائم)، شن‌کش، شیار، خط‌سیر، با شن‌کش صاف کردن، با شن‌کش بیرون آوردن

ramble

گشتن، چرخیدن، گردش کردن، قدم زدن، پیاده‌روی کردن

rambling

بی‌نقشه، در هم بر هم، (ساختمان، خیابان، شهر)، گردش، پیاده‌روی

rammer

تخماق، کوبه، زمین‌کوب، شمع‌کوب

ramp

شیب، رمپ، شیبراهه، رابط، سربالایی اتصال، سرعت‌گیر (در بریتانیا)

ramp (emergency escape)

راه خروج اضطراری، رمپ فرار، رمپ نگهدارنده اضطراری، بستر نگهدارنده اضطراری

ramp (entrance) [USA]

رمپ ورودی، رابط ورودی، رمپ دسترسی، رابط دسترسی [اصطلاح آمریکایی]

ramp (entry) [USA]

رمپ ورودی، رابط ورودی، رمپ دسترسی، رابط دسترسی [اصطلاح آمریکایی]

ramp (metering) [USA]

تنظیم جریان ورودی به آزادراه در ساعات اوج [اصطلاح آمریکایی]

ramp terminal

تقاطع میان یک راه محلی و یک آزادراه با استفاده از رمپ ورودی و خروجی

random a/

اتفاقی، تصادفی، بی‌نقشه، بی‌ترتیب

random cracking

ترک‌خوردگی نامنظم، ترک‌خوردگی در هم

range

سلسله، رشته (کوه)، گستره، حدود، محدوده، حیطه، طیف، حوزه، قلمرو، بُرد، میدان، زیستگاه، محل زندگی (حیوان، گیاه)، مرتع، چراگاه (در آمریکا)، مرتب کردن، منظم کردن، ردیف کردن، به خط کردن، به صف کردن، نوسان داشتن، در تغییر بودن، گسترش داشتن

صفحه  380  از  556