در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

radio

رادیو، (دستگاه) بی‌سیم، رادیویی، (مربوط به) رادیو، (مربوط به) بی‌سیم، بی‌سیم زدن، با بی‌سیم فرستادن، رادیویی خبر دادن

radio car

خودروی رادیو کنترل، تاکسی تلفنی، اتومبیل بی‌سیم‌دار

radio taxi

تاکسی رادیویی، تاکسی بی‌سیم، تاکسی تلفنی

radiometer

پرتوسنج، تابش‌سنج، رادیومتر

rafter

تیر شیروانی، تیر خرپا

rail

نرده، میله، خط‌آهن، ریل، راه‌آهن، قطار

railage

کرایه حمل بار توسط راه‌آهن

railhead

ته خط، سر خط (راه‌آهن)

railing

نرده‌کشی، جان‌پناه، طارمی، نرده

صفحه  378  از  556