در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

quick test

آزمایش برش زهکشی‌ نشده (خاک)

quiet

آرام، ملایم، ساکت، بی‌حرکت، ساکن، راکد، کساد، بی‌سروصدا، خلوت، بی‌دغدغه، بی‌تشویش، آرام کردن، خاموش کردن، ساکت کردن، آرام شدن، خاموش شدن، ساکت شدن

quotient

خارج قسمت، بهر (ریاضی)، میزان، درجه، مقدار

race

مسابقه، رقابت، مبارزه، زورآزمایی، نژاد، نسل، نوع، تبار، دودمان، اسب‌دوانی، مسابقه دادن، دویدن، پشت‌سر گذاشتن، عجله کردن، شتاب کردن، در مسابقه شرکت کردن، در جا کار کردن (موتور)، به سرعت سپری شدن (زمان)، با عجله بردن، با شتاب بردن

race (road)

دوی ماراتن، مسابقه اتومبیلرانی

racecourse

زمین مسابقه، میدان اسب‌دوانی، میدان کورس، پیست اسب‌دوانی، مسیر مسابقه

rack

جا، تاقچه، رف (در قطار، هواپیما، اتوبوس)، پایه، قاب، آشغال‌گیر (هیدرولیک)

rack (luggage)

باربند (اتومبیل)، رف بالای سر، جای بار

racking

لاریز، هشته‌گیر پله‌ای (بنایی)، خوابیدن (قاب)

racking back

لاریز، هشته‌گیر پله‌ای (بنایی)

radar

رادار، راداری، (مربوط به) رادار

radar gun

رادار دستی، رادار تفنگی

radial

شعاعی، پرتوی، ستاره‌ای

radiant

تابان، تابنده، تشعشع، تابناک، درخشنده، درخشان، پر تلألؤ، باطراوت، بشاش، تابشی (فیزیک)

radiate

پراکندن، ساطع کردن، تاباندن، بیرون دادن، پخش کردن، تابیدن، ساطع شدن، پخش شدن

radiation

تشعشع، تابش، انرژی تابشی، پرتو، پرتوافکنی، اشعه، برداشت شعاعی (نقشه‌برداری)

« ۳۷۵  ۳۷۶  ۳۷۷ ۳۷۸ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۷۷ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰