در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

protection

محافظت، حفاظت، حفظ، مراقبت، حراست، نگهداری، حمایت، پشتیبانی، ایمنی، مصونیت، حفاظ، محافظ، حایل، پوشش (بیمه‌ای)

protective

محافظ، حفاظتی، حفاظت‌کننده، دفاعی، (کلاه) ایمنی، حمایتی

protocol

پروتکل، تفاهم‌نامه، یادداشت تفاهم، تفاهم، تشریفات، اصول تشریفات

prototype

نمونه اصلی، نمونه نخستین، الگوی نخستین، مدل، نمونه

prove

ثابت کردن، اثبات کردن، به اثبات رساندن، نشان دادن، معلوم شدن، روشن شدن، ثابت شدن

provide

تهیه کردن، فراهم کردن، مهیا کردن، آماده کردن، تدارک دیدن، شرایط کردن، مقرر کردن، قید کردن، تصریح کردن

province

ایالت،‌ استان، ولایت، شهرستان، حوزه عمل، حوزه مسؤولیت، رشته، تخصص، صلاحیت

provincial

ایالتی، استانی، محلی، شهرستانی

provision

تهیه، تدارک، آماده‌سازی، فراهم‌سازی، تأمین، پیش‌بینی‌های لازم، اقدامات لازم، شرط، قید، قرار (قرارداد یا قانون)

proximity

مجاورت، نزدیکی، همسایگی، همجواری

prune

هرس کردن، زدن، کندن

pub

رستوران، کافه

public

عمومی، دولتی، همگانی، (مربوط به) مردم، (مربوط به) عامه مردم، (مربوط به) دولت، علنی، آشکار، مردم، جامعه، عموم مردم، جماعت، گروه

« ۳۷۰  ۳۷۱  ۳۷۲ ۳۷۳ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۷۲ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰