protection محافظت، حفاظت، حفظ، مراقبت، حراست، نگهداری، حمایت، پشتیبانی، ایمنی، مصونیت، حفاظ، محافظ، حایل، پوشش (بیمهای)
provide تهیه کردن، فراهم کردن، مهیا کردن، آماده کردن، تدارک دیدن، شرایط کردن، مقرر کردن، قید کردن، تصریح کردن
provision تهیه، تدارک، آمادهسازی، فراهمسازی، تأمین، پیشبینیهای لازم، اقدامات لازم، شرط، قید، قرار (قرارداد یا قانون)
public عمومی، دولتی، همگانی، (مربوط به) مردم، (مربوط به) عامه مردم، (مربوط به) دولت، علنی، آشکار، مردم، جامعه، عموم مردم، جماعت، گروه