در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

proof

شاهد، دلیل، مدرک، مستند، اثبات، آزمون، آزمایش، امتحان، حافظ، محافظ، نگهبان، مقاوم (دربرابر ...)

propagation

تکثیر، ازدیاد، زاد و ولد، تولید مثل، ترویج، انتشار، اشاعه، تبلیغ، نشر

propel

پیش راندن، به حرکت درآوردن، جلو راندن، سوق دادن، رهنمون شدن

proper

مناسب، متناسب، شایسته، درخور، معقول، اصلی، واقعی، درست، صحیح، کامل، تمام و کمال

property

مال، دارایی، اموال، ملک، املاک، مستغل، مستغلات، مالکیت، خاصیت، ویژگی، کیفیت

property (damage to)

آسیب (صدمه) به اموال، آسیب مالی، خسارت به اموال، خسارت مالی

property survey

نقشه حدود زمین، تعیین حدود زمین (نقشه‌برداری)

proportion

بخش، قسمت، سهم، تکه، حصه، نسبت، تناسب، متناسب ساختن، هماهنگ کردن، تناسب بخشیدن

proposal

پیشنهاد، طرح، نقشه، برنامه

propose

پیشنهاد کردن، توصیه کردن، طرح کردن، مطرح کردن، قصد داشتن، نیت داشتن، در نظر داشتن

proposition

پیشنهاد، طرح، مسأله، موضوع، مطلب، حکم، سخن، قضیه (هندسی)

proprietary

اختصاصی (کالا)، انحصاری (نام)، ملکی (حق)، (مربوط به) مالکیت، (مربوط به) مالک، مالکانه

prosecute v/

تحت تعقیب قرار دادن، تحت پیگرد قانونی قرار دادن، ادامه دادن، دنبال کردن، پیگیری کردن، پی گرفتن

prosecution

تعقیب، تعقیب قانونی، پیگرد قانونی

prospect

منظره، دورنما، چشم‌انداز، تصور، فکر، امید، انتظار، کاندیدا، نامزد، دست به اکتشاف زدن، کاوش کردن، جستجو کردن

protect

محافظت‌ کردن، حفاظت کردن، حفظ کردن، نگهداری کردن، مراقبت کردن، حراست کردن، ایمن کردن، دفاع کردن، حمایت کردن، پشتیبانی کردن، بیمه کردن

صفحه  371  از  556