productive فعال، سازنده، مولد، پرکار، حاصلخیز، سودمند، ثمربخش، پرفایده، مثمر ثمر، پدید آورنده، باعث، موجب، (مربوط به) تولید، تولیدی
profile نیمرخ، برش طولی، پروفیل، خرک نقطهگیری (نقشهبرداری)، منظره، نما، تصویر، شرح حال مختصر، زندگینامه مختصر
program برنامه، نقشه، طرح، برنامهریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامهنویسی کردن (کامپیوتر)
programme برنامه، نقشه، طرح، برنامهریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامهنویسی کردن (کامپیوتر)