در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

production

تولید، ساختن، استخراج (نفت و ...)، تهیه، محصول، فرآورده، میزان تولید

productive

فعال، سازنده، مولد، پرکار، حاصلخیز، سودمند، ثمربخش، پرفایده، مثمر ثمر، پدید آورنده‌، باعث، موجب، (مربوط به) تولید، تولیدی

productivity

سازندگی، قدرت تولید، توان تولید، بازدهی، حاصلخیزی، باردهی، بهره‌وری (اقتصادی)

profession

شغل، حرفه، کار، پیشه، صنف، ادعا، دعوی‌، اظهار، ابراز، اعتراف، اقرار

professional

حرفه‌ای، (مربوط به) حرفه، شغلی، استادانه، ماهرانه، باتجربه، آدم حرفه‌ای، متخصص

profile

نیمرخ، برش طولی، پروفیل، خرک نقطه‌گیری (نقشه‌برداری)، منظره، نما، تصویر، شرح حال مختصر، زندگی‌نامه مختصر

Profilmeter

دستگاه اندازه‌گیری نیمرخ، نیمرخ‌سنج

profit

سود، صرف، منفعت، درآمد، فایده، بهره، نفع

profitable a/

سودآور، سودده، پرمنفعت، پرسود، مقرون‌به‌صرفه، سودمند، پرفایده، مفید، پربار، بافایده

program

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

programme

برنامه، نقشه، طرح، برنامه‌ریزی کردن، طراحی کردن، نقشه ریختن، تنظیم کردن، برنامه‌نویسی کردن (کامپیوتر)

« ۳۶۶  ۳۶۷  ۳۶۸ ۳۶۹ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۶۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰