proceed (در کار) پیش رفتن، جلو رفتن، ادامه دادن، رهسپار شدن، شروع کردن، نشأت گرفتن، منبعث شدن، اقدام کردن، مبادرت کردن
proceedings دعوی حقوقی، اقامه دعوا، شکایت، جلسه، برنامه، گزارش، خلاصه مذاکرات، صورتجلسه، اقدامات، کارها، حوادث، اتفاقات، حوادث غیر مترقبه
process فرآیند، روند، پروسه، روش، شیوه، جریان، دعاوی حقوقی، اقدام قانونی، جریان دعوا، مراحل دادرسی، احضاریه، عمل آوردن، رسیدگی کردن، پردازش کردن
produce محصول، محصولات، فرآورده، فرآوردهها، تولیدات، تولید کردن، ساختن، درست کردن، عمل آوردن، انجام دادن، آماده کردن، تهیه کردن، خلق کردن، پدید آوردن، موجب شدن، باعث شدن، عرضه کردن، ارایه کردن، نشان دادن، محصول دادن، حاصل دادن
product محصول، فرآورده، تولید، کالا، جنس، اجناس، نتیجه، حاصل، ثمره، دستاورد، حاصلضرب (ریاضی)، ماده به دست آمده