در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

preventive a/

احتیاطی، احتیاط‌آمیز، پیشگیرانه، بازدارنده، (مربوط به) پیشگیری، پیشگیر، اقدام احتیاط‌آمیز

previous

پیش، قبل، پیشین، قبلی، سابق

price

قیمت، بها، نرخ، قیمت‌ گذاشتن، قیمت تعیین کردن، قیمت‌گذاری کردن، قیمت تخمین‌ زدن، ارزش تعیین کردن، برچسب قیمت زدن

price adjustment

تنظیم قیمت، تعدیل قیمت، تجدید نظر در قیمت

price adjustment clause

ماده یا شرطی برای تجدید نظر در قیمت، ماده مربوط به تعدیل قیمت

pricing

تعیین قیمت، قیمت‌گذاری

primary a/

اولیه،‌ آغازین، نخستین، ابتدایی، (مربوط به) اول، مقدماتی، مهم‌ترین، عمده، اصلی، اساسی

صفحه  364  از  556