در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

preservative

پوشش محافظ (فلز)، ماده محافظ (چوب)

preserve

محافظت کردن، حفاظت کردن، نگهداری کردن، حفظ کردن، محفوظ نگه‌داشتن

preset

از پیش‌ تنظیم کردن

press

فشار، دستگاه فشار، ماشین چاپ، مطبوعات، پخش اخبار، مطبوعاتی، پوشش خبری، مؤسسه انتشارات، نشر، انتشارات، فشار دادن، فشردن، فشار آوردن، مجبور کردن، تأکید کردن، تکثیر کردن

pressure

فشار، میزان فشار، باد (لاستیک، اتومبیل)، مجبور کردن، وادار کردن، واداشتن

pressurize

مجبور کردن، وادار کردن، واداشتن

prestation

پرداخت هزینه، مالیات و ... در ازای دریافت خدمت

prevail

غالب بودن، غلبه داشتن، فراگیر بودن، رواج داشتن، متداول بودن، غالب بودن، غالب آمدن، غلبه کردن

prevailing

غالب، رایج، شایع، متداول، فراگیر، حاکم، همیشگی (باد)

prevent

جلوگیری کردن، پیشگیری کردن، مانع شدن، متوقف کردن، ممانعت کردن

prevention

پیشگیری، جلوگیری، ممانعت، منع

prevention campaign

فعالیت پیشگیرانه، فعالیت سازمان‌یافته به منظور پیشگیری

« ۳۶۱  ۳۶۲  ۳۶۳ ۳۶۴ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۶۳ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰