در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

postulate

اصل موضوع، اصل مسلم، اصل مفروض، فرض مسلم، شرط لازم، لازمه، مسلم فرض کردن، بدیهی فرض کردن،‌ اصل قرار دادن، فرض کردن، درخواست کردن، تقاضا کردن

potential

بالقوه، ممکن، احتمالی، نهانی، امکان، امکان بالقوه، استعداد، ظرفیت، توانایی، پتانسیل

pound (car)

پارکینگ پلیس (برای اتومبیل‌های توقیفی)

poundage

هزینه (مالیات) دریافتی بر اساس وزن اندازه‌گیری شده (به پوند)، هزینه نگهداری در پارکینگ پلیس

pour

ریختن، سرازیر کردن، جاری ساختن، باریدن (باران)، سرازیر شدن، هجوم آوردن (مردم)

powdery

پودری، پودری‌شکل، به شکل پودر

power

قدرت، توان، توانایی، نیرو، زور، قوت، قوه، اختیار، انرژی، نیرو (باد، برق و ...)، برق، الکتریسیته، توان، نما (ریاضی)، برقی، الکتریکی، موتوری، به حرکت در آوردن، به کار انداختن، با سرعت کار کردن

power feed

تغذیه الکتریکی، تأمین نیرو

practicability

قابلیت اجرا، قابلیت کاربرد، عملی بودن، قابل اجرا بودن، قابلیت تردد، قابل عبورومرور بودن (جاده)

practicable

عملی، شدنی، ممکن، قابل اجرا، قابل عبورومرور، قابل تردد (جاده)، مناسب خوب

practical

عملی، مناسب، مفید، واقعی، حقیقی‌، اصلی

« ۳۵۸  ۳۵۹  ۳۶۰ ۳۶۱ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۶۰ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰