در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

pool (car)

چند سرنشینی، خودروی مشترک، هم‌پیمایی، به نوبت سوار اتومبیل‌های یکدیگر شدن

poolling

یکپارچه کردن، اشتراکی کردن، ادغام کردن

poolling (car)

چند سرنشینی، استفاده مشترک از خودرو، هم‌پیمایی، به نوبت سوار اتومبیل‌های یکدیگر شدن

poor

فقیر، بی‌چیز، بیچاره، کم، اندک، ضعیف، بد، نامساعد، ناتوان، کم‌تجربه

popout

بیرون‌ پریدگی (بتن)

population

جمعیت، مردم، سکنه، اهالی، ساکنان، میزان جمعیت، تعداد، شمار

porosity

تخلخل، پوکی (خاک، بتن)

port

بندر، بندرگاه، لنگرگاه، شهر بندری

« ۳۵۶  ۳۵۷  ۳۵۸ ۳۵۹ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۵۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰