در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

plough

خیش، مغار، شیارزن

pluck

کندن، برداشتن، برچیدن، چیدن

plucking

گَرشدگی، کچلی (روسازی راه)

plug

درپوش، سرپوش، در، سر،‌ فیش، دوشاخه، پریز (برق)، شمع (در اتومبیل)، گرفتن، بستن، مسدود کردن، بند آوردن

pocket

جیب، توانایی مالی، وسع، درآمد، کانون، نقطه، گودال،‌ حفره، جیبی، در جیب گذاشتن، به جیب زدن

point

نقطه، نوک، سر، رأس، محل، مکان، جا، لحظه،‌ آن، دم، مرحله،‌ حد، جهت (در قطب‌نما)، نکته، مسأله، موضوع، مطلب، ویژگی، مشخصه، خصیصه، معنی، مقصود، ارزش، اهمیت، اشاره کردن، با انگشت اشاره کردن، متوجه بودن، نشانه رفتن

point (junction)

نقطه اتصال (قوس)، نقطه تلاقی (منحنی کلوتوئید و قوس دایره)، سوزن انشعاب (راه‌آهن)

صفحه  354  از  556