در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

plant

ماشین‌آلات، ماشین، دستگاه، کارخانه، گیاه، نبات، (مربوط به) گیاهان، (مربوط به) نباتات، گیاهی، نصب کردن (دستگاه)، گذاشتن، مستقر کردن، گماشتن، تأسیس کردن، بنیاد نهادن، پدید آوردن، ایجاد کردن، کاشتن، درختکاری کردن

plant mix

مخلوط کارخانه‌ای (آسفالت، بتن)

plant recycling

بازیافت کارخانه‌ای، بازیافت در کارخانه

plantation

مزرعه، کشتزار، باغ، درخت‌زار

plastic a/

پلاستیک، پلاستیکی، شکل‌پذیر

plasticizer

روان‌ساز (بتن، ملات)، نرم‌کننده (پلاستیک، رنگ)

صفحه  352  از  556