در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

plane

سطح، سطح صاف، صفحه، هموار، صاف، مسطح، رنده، هواپیما، درخت چنار، رنده کردن، با رنده صاف کردن، پرواز کردن

plane (datum)

سطح مبنا، مبنای ترازیابی (نقشه‌برداری)

planer [USA]

ساب‌زن، رنده [اصطلاح آمریکایی]

planimeter

دستگاه ساب، پهنه‌سنج، رویه‌پیما

plank

الوار، تخته، با الوار پوشاندن، با الوار فرش کردن

planner

طراح، برنامه‌ریز، مهندس شهرساز، طراح شهر

planning

برنامه‌ریزی، طراحی، شهرسازی

planning (city)

برنامه‌ریزی شهری، شهرسازی، طراحی شهری

planning (town)

برنامه‌ریزی شهری، طراحی شهر، شهرسازی

« ۳۴۹  ۳۵۰  ۳۵۱ ۳۵۲ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۵۱ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰