place جا، مکان، محل، مقام، جایگاه، موضع، ناحیه، منطقه، ده، شهر، کشور، قسمت، بخش (کتاب)، پایگاه، شأن، مرتبه، پُست، گذاشتن، سر جای خود قرار دادن، به جا آوردن، شناختن، تشخیص دادن، به حساب آوردن، محسوب کردن، قرارداد بستن، سرمایهگذاری کردن
plan نقشه، برنامه، طرح، پروژه، نقشه کف، پلان، طرح ریختن، نقشه کشیدن، قصد داشتن، خواستن، برنامه ریختن، پیشبینی کردن، تدارک دیدن، تمهید چیدن