pile شمع، تیرپایه، دستک، توده، کپه، باتری، قوه، راکتور هستهای، راکتور اتمی، کپه کردن، توده کردن، تلنبار کردن، دسته کردن، جمع کردن، انباشتن
pilot خلبان، راهنما، راهنمای کشتی (دریانوردی)، آزمایشی پایلوت، (طرح، مطالعه و ...)، هدایت کردن، بردن، راهنمایی کردن