permit اجازه، پروانه، جواز، مجوز، حکم، اجارهنامه، اجازه کتبی، اجازه دادن، مجاز شمردن، مجاز دانستن، جایز شمردن، ممکن ساختن، امکان دادن، امکانپذیر ساختن، میسر ساختن، موجب شدن
perpendicular a/ عمود، قائم، عمودی، ایستاده، ستونی، با شیب تند، پرشیب (صخره و ...)، خط عمودی، خط قائم، حالت عمودی، حالت قائم