perception مشاهده، درک، دریافت، احساس، فهم، ادراک، قدرت دریافت، بصیرت، بینش، هوشمندی، استنباط، برداشت
percolate (از صافی) عبور کردن، گذشتن، رد شدن، فیلتر شدن، منتشر شدن، پخش شدن (خبر)، عبور دادن، گذراندن، رد کردن، فیلتر کردن
perform انجام دادن، ادا کردن، وفا کردن (قول)، ایفا کردن (نقش)، برگزار کردن، اجرا کردن، به جا آوردن، کار کردن (دستگاه)