pass جواز، مجوز، برگ عبور، کارت ورود (برای اتوبوس، قطار و ...)، گذر، گذرگاه، معبر، عبور کردن، گذشتن، رد شدن، گذراندن، عبور دادن، قبول کردن، تصویب کردن، صادر کردن، اظهار کردن، ابراز کردن
passage عبور، گذر، طی، گذشت (زمان)، حق عبور، اجازه عبور، راه، راه عبور، سفر، خرج سفر، پول بلیط، راهرو، دالان، تصویب (قانون، لایحه)