overhang یک سرگیردار (سازه)، پیشآمده، مشرف (معماری)، پیشآمدگی، بیرونزدگی، کنسول، طرّه، معلق بودن، آویزان بودن
overturn lv/ واژگون کردن، سرنگون کردن، برگرداندن، زیر و رو کردن، عوض کردن، تغییر دادن، واژگون شدن، سرنگون شدن، برگشتن، چپ کردن، چپ شدن