در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

overhang

یک سرگیردار (سازه)، پیش‌آمده، مشرف (معماری)، پیش‌آمدگی، بیرون‌زدگی، کنسول، طرّه، معلق بودن، آویزان بودن

overhanging

بیرون‌زدگی، پیش‌آمدگی، طرّه

overhangings (successive)

طرّه‌های متوالی، بیرون‌زدگی‌های متوالی، پیش‌آمدگی‌های متوالی

overhead

هوایی (راه‌آهن، کابل)، بالای سر، سقفی، بالارونده، جاری، عمومی، ثابت (هزینه‌ها)

overheads

هزینه‌های بالاسری، مخارج عمومِ، هزینه‌های جاری، هزینه‌های ثابت

overinflated a/

تشدید‌شده، بزرگنمایی شده، مبالغه شده، بیش از حد باد شده (لاستیک)

overland

زمینی، از راه خشکی، از راه زمینی

overload

بار اضافی، اضافه‌بار، زیادی بار کردن، بار را زیاد کردن

overpayment

اضافه پرداخت، پرداخت اضافی، دستمزد اضافی، حقوق اضافی

overpopulation

اضافه جمعیت، جمعیت‌زیاد، کثرت جمعیت

overseas

برون‌مرزی، خارج از کشور، در خارج، خارجی

overstay

بیشتر ماندن، بیش از حد طولانی کردن، طولانی کردن، طول دادن (اقامت)

overtake

سبقت گرفتن، جلو زدن، پیشی گرفتن، غالب شدن، مستولی شدن

overturn lv/

واژگون کردن، سرنگون کردن، برگرداندن، زیر و رو کردن،‌ عوض کردن، تغییر دادن، واژگون شدن، سرنگون شدن، برگشتن، چپ کردن، چپ شدن

« ۳۲۶  ۳۲۷  ۳۲۸ ۳۲۹ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۲۸ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰