در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

oppose

مخالفت کردن، رویارویی کردن، اعتراض کردن، رقابت کردن، مقابله کردن

opposing

مقابل، روبرو، طرف مقابل

opposite a/

روبرو، مقابل، روبرویی، مخالف، متضاد

opposition

مخالفت، مقاومت، تقابل، تضاد، مخالفان، رقبا، گروه مخالف، حزب مخالف، حزب رقیب

optic

(مربوط به) چشم، (مربوط به) بینایی، چشمی‌، نوری

optics

نورشناسی، علم اپتیک

optimize

بهینه ساختن، بهینه کردن

optimum

بهینه، بهترینف مناسب‌ترین، مطلوب، مناسب، حد مطلوب، بهترین حد

option

اختیار، قدرت انتخاب، حق انتخاب، امکان، امکان گزینش، حق خرید، حق فروش

orbital

(مربوط به) مدار، مداری، کنارگذر، کمربندی (جاده)

order

نظم، ترتیب، سامان، انضباط، دستور، فرمان، امر، حکم، سفارش، کالای سفارشی (بازرگانی)، حواله، حواله‌کرد (مالی)، دستورجلسه، دستورکار، دستور دادن، امر کردن، حکم دادن، سفارش دادن، نظم و ترتیب دادن، سامان دادن

صفحه  324  از  556