در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

opaque

مات، کدر، تار، تیره، مبهم، پیچیده

open

باز، گشوده، آزاد، دایر، روباز، کروکی (اتومبیل)، عمومی، همگانی، علنی، آشکار، صادق، صریح، فضای باز، فضای آزاد، هوای آزاد، باز کردن، گشودن، حفر کردن، کندن، شروع کردن، آغاز کردن، افتتاح کردن، دایر کردن، تأسیس کردن، باز شدن، افتتاح شدن، شروع شدن، آغاز شدن

open drain

زهکش روباز، مجرای تخلیه روباز

open tendering

مناقصه علنی (باز)، مزایده علنی (باز)

opening

شکاف، سوراخ، گذر، دهانه، ورودی (تونل)، شروع، اول،‌ آغاز، تأسیس، افتتاح، گشایش، مراسم افتتاح، افتتاحیه، فرصت مناسب، موقعیت مناسب، نخستین، نخست، بازشو، بازشدگی، درگاهی، باز کردن، گشودن

operate

کارکردن، عمل کردن، مؤثر بودن، کارگر بودن، فعالیت داشتن، باز بودن، اداره شدن، به کار انداختن، راه انداختن (موتور)، اداره کردن، گرداندن، موجب شدن، باعث شدن، به دنبال داشتن، جراحی کردن

operating

در گردش، فعال، عملیاتی، دایر، جاری، در حال کار

operating condition

وضعیت بهره‌برداری، وضعیت عملکردی، شرط بهره‌برداری

operating handbook

کتاب راهنمای راه‌اندازی، کتاب راهنمای استفاده

operating limit

محدوده کاربرد، محدوده عملکرد، محدوده بهره‌برداری

« ۳۲۰  ۳۲۱  ۳۲۲ ۳۲۳ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۲۲ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰