در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

old

پیر، مسن، سالخورده، کهن، قدیمی، کهنه، سابق، قبلی، پیشین

omnibus

اتوبوس (شهری)، مجموعه آثار، توده مردم، عامه

on – board computer

کامپیوتر نصب‌شده (درون وسیله نقلیه)، کامپیوتر درون‌وسیله‌ای

on – board equipment

تجهیزات سوارشده (درون وسیله نقلیه)، تجهیزات درون‌وسیله‌ای

on – line a/

پیوسته، متصل، روی خط، در راستا، حین کار، وصل به کامپیوتر

on – ramp

رمپ (رابط) ورودی به آزادراه یا بزرگراه

on – way cycle track

مسیر یک‌طرفه مخصوص دوچرخه و موتورسیکلت، مسیر یک‌طرفه ویژه وسایل نقلیه دوچرخ

oncoming

نزدیک‌شونده (اتومبیل و ...)، قریب‌الوقوع (خطر)، روبرو، طرف مقابل (ترافیک)، آینده

ooze

لجن، لای، شلکا، گل سیاه، تراوش، جریان، نشت کردن، بیرون زدن، تراوش کردن، پخش کردن، پراکندن

opacity

تاری، تیرگی، ابهام، پیچیدگی، مات بودن، کدر بودن، تار بودن

صفحه  321  از  556