در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

off – peak

(مربوط به) مواقع کم‌مصرف، (مربوط به) ساعات کم‌مصرف (برق)، ساعت کم‌مصرف، (مربوط به) مواقع کم‌مسافر (راه‌آهن و ...)، خارج از فصل (قیمت)، کم‌ترافیک، کم‌مشتری

off – peak hour

ساعت غیرشلوغ، ساعت غیر اوج (ترافیک)، ساعت کم‌مصرف (برق)، ساعت کم‌مسافر، ساعت کم‌مشتری

off – ramp

رمپ (رابط) خروجی از آزادراه یا بزرگراه

off – road test

آزمایش خارج از راه (آزمایش وسیله نقلیه در زمین‌های ناهموار)

off – road vehicle

وسیله نقلیه‌ای که قادر به حرکت در سطوح فاقد روسازی و ناهموار باشد نظیر وسایل نقلیه چرخ‌زنجیری، تراکتور، لودر، بولدوزر و وسایل نقلیه دارای لاستیک‌های بزرگ و پهن

offence

جرم، خلاف، گناه، جنایت، توهین، بی‌احترامی، بی‌حرمتی، موجب ناراحتی، موجب آزار، مایه دلخوری

offend

رنجاندن، ناراحت کردن، آزار دادن، زیرپا گذاشتن، نقض کردن، تخلف کردن، تخطی کردن، قانون‌شکنی کردن

offender

متخلف، خلافکار، مجرم، گناهکار، مقصر

offer

پیشنهاد، ارایه، عرضه، پیشنهاد کردن، تعیین کردن (پاداش، جایزه)، عرضه کردن (کالا)، دادن (هدیه، شغل)، اظهار کردن، ابراز کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن، عرضه کردن، پیش آمدن، پیدا شدن (فرصت)

office

اداره، دفتر، اداری، دفتری، مطب، مقام، منصب، پُست، شغل، وظیفه، کار

office (registry)

اداره ثبت، دفتر اسناد رسمی، محضر، دفترخانه، اداره ثبت احوال

صفحه  319  از  556