off – peak (مربوط به) مواقع کممصرف، (مربوط به) ساعات کممصرف (برق)، ساعت کممصرف، (مربوط به) مواقع کممسافر (راهآهن و ...)، خارج از فصل (قیمت)، کمترافیک، کممشتری
off – peak hour ساعت غیرشلوغ، ساعت غیر اوج (ترافیک)، ساعت کممصرف (برق)، ساعت کممسافر، ساعت کممشتری
off – road vehicle وسیله نقلیهای که قادر به حرکت در سطوح فاقد روسازی و ناهموار باشد نظیر وسایل نقلیه چرخزنجیری، تراکتور، لودر، بولدوزر و وسایل نقلیه دارای لاستیکهای بزرگ و پهن
offend رنجاندن، ناراحت کردن، آزار دادن، زیرپا گذاشتن، نقض کردن، تخلف کردن، تخطی کردن، قانونشکنی کردن
offer پیشنهاد، ارایه، عرضه، پیشنهاد کردن، تعیین کردن (پاداش، جایزه)، عرضه کردن (کالا)، دادن (هدیه، شغل)، اظهار کردن، ابراز کردن، پدید آوردن، ایجاد کردن، عرضه کردن، پیش آمدن، پیدا شدن (فرصت)