در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

numeral

عدد عددی، (مربوط به) اعداد

numeration

شمارش، شمار، دستگاه اعداد، عددنویسی، محاسبه، ترتیب شماره‌گذاری

numerator

صورت کسر، شماره‌گذار، شماره‌انداز

numerical a/

عددی، (مربوط به) عدد، رقمی، رقومی

oak

درخت بلوط، چوب بلوط، از چوب بلوط

obey v/

اطاعت کردن، تمکین کردن، فرمانبرداری کردن، اجرا کردن، عمل کردن (دستور)

object

شیء، چیز، موضوع،‌ اسباب، قصد، نیت، هدف، منظور، غایت، اعتراض کردن، مخالفت کردن، مخالف بودن، اعتراض داشتن

objective a/

منصفانه، بی‌طرفانه، عادلانه، برون‌گرایانه، منصف، بی‌‌طرف، عینی، واقعی، خارج از ذهن، هدف، غایت

obligate

ملزم کردن، موظف ساختن، واداشتن، مقید کردن

obligation

الزام، قید، وظیفه، تعهد، دین، اجبار

oblique

مورب، اریب، کج، مایل، غیر مستقیم، ضمنی

obliquity

کج بودن، مورب بودن، ضمنی بودن، غیر مستقیم بودن

obscuration

تاریک‌سازی، تارسازی، تیره‌سازی، مبهم‌سازی

obscure

تاریک، تیره، تار، مبهم، گنگ، پر ابهام، پیچیده، غامض، نامعلوم، گمنام، پنهان کردن، تار کردن، تاریک کردن، مبهم کردن، نامفهوم کردن

observance

رعایت، حفظ، مراعات (مقررات، رسوم و ...)، برگزاری، به جای آوردن، گزاردن، اقامه، آیین، مراسم

observation

مشاهده، ملاحظه، معاینه، حرف، نظر، اظهار نظر، قوه مشاهده

صفحه  317  از  556