در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

momentary

بسیار کوتاه، موقتی، گذرا، زودگذر، لحظه‌ای

money

پول، ثروت، دارایی

monitor

صفحه نمایشگر، مونیتور، نمایشگر، دستگاه کنترل، بام نورگیر، بام فانوسی (معماری)، کنترل کردن، زیر نظر گرفتن

monitoring

کنترل، پایش، مراقبت، نظارت

monolithic

تک‌سنگ، از سنگ یکپارچه، یکپارچه، یکدست

monopoly

حق انحصاری، امتیاز انحصاری، حق استفاده انحصاری، کالای انحصاری، خدمات انحصاری

monorail

یک‌ریلی، تک‌ریلی، مونوریل

monthly

ماهانه، ماهیانه، ماهی یک‌بار، هر ماه، ماهنامه، بلیط ماهیانه

monument

بنای تاریخی، بنای یادبود، اثر تاریخی، یادگار، اثر، مظهر

moor

خلنگ‌زار، بوته‌زار، دشت، شکارگاه، مهار کردن، بستن، به اسکله بستن، لنگر انداختن

moped

دوچرخه موتوردار، موتور گازی

« ۳۰۱  ۳۰۲  ۳۰۳ ۳۰۴ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۳۰۳ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰