در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

ministerial a/

(مربوط به) وزارت، وزارتی، (مربوط به) دولت، (مربوط به) وزرا، (مربوط به) کابینه

ministerial approval

تأیید وزارتی، تصدیق وزارتخانه، تأیید وزارتخانه، تصویب وزارتی

ministry

وزارتخانه، وزارت، هیأت وزیران، هیأت دولت

minor

کوچک، کم، جزیی، بی‌اهمیت، کم‌اهمیت، فرعی، سطح

minute

دقیقه، لحظه، یادداشت، یادداشت کردن، یادداشت برداشتن، ثبت کردن

minute [meeting]

صورت‌جلسه، صورت‌جلسه کردن، در صورت‌جلسه وارد کردن

mirror (rearview)

آینه عقب، آینه عقب‌نما، آینه پس‌نما (اتومبیل)

miscalculation

اشتباه محاسباتی، خطای محاسبه، محاسبه غلط، برآورد غلط

mismanagement

سوء مدیریت، سوء اداره، بد اداره کردن

miss (near)

حالتی که نزدیک به تصادف است، تصادفی که به سختی می‌شود از آن احتراز کرد، آنچه که به وقوع نمی‌پیوندد ولی خیلی به وقوع نزدیک است.

mission

مأموریت، وظیفه، رسالت، هیأت نمایندگی، هیأت اعزامی، محل استقرار هیأت نمایندگی، دفتر کار هیأت اعزامی

mist

مه، غبار، بخار، مه‌آلود کردن، مه گرفتن، بخار کردن، بخار گرفتن

mix

مخلوط، ترکیب، آمیزه، مخلوط کردن، به هم آمیختن، مخلوط شدن، قاطی شدن

mixed

مخلوط، ترکیب شده، درهم، مختلط، گوناگون، مختلف

mixed lane

خط عبوری برای کلیه وسایل نقلیه، خط عبوری مختلط

صفحه  299  از  556