در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

measurement (cubic)

اندازه‌گیری حجمی، اندازه‌گیری بر حسب مترمکعب

measurer

دستگاه اندازه‌گیری، سنجنده

measures

تدابیر، اقدامات، معیارها، اندازه‌ها

measuring

(مربوط به) اندازه‌گیری، سنجش، برای اندازه‌گیری، مخصوص اندازه‌گیری

measuring flume [flows]

کانال اندازه‌گیری دبی جریان، ناو اندازه‌گیری، فلوم اندازه‌گیری

mechanical a/

(مربوط به) ماشین، ماشینی، مکانیکی، خودکار، اتوماتیک، (شخص) فنی، دارای اطلاعات مکانیکی، وابسته به کار یدی

mechanically

به طور خودکار، به طور اتوماتیک، به طور مکانیکی، با ماشین، فنی، از نظر فنی

mechanics

علم مکانیک، مکانیسم، روش کار، سازوکار، طرز کار، فوت و فن، شیوه، راه

mechanism

مکانیسم، سازوکار، ساخت و کار، طرز کار، روال کار، راه، شیوه، روش، طریق، دستگاه،‌ نظام

mechanization

مکانیزه کردن، مکانیزه شدن، ماشینی شدن، ماشینی کردن، موتوریزه شدن، موتوریزه کردن

mechanize

ماشینی کردن، مکانیزه کردن، خودکار کردن، اتوماتیک کردن، موتوریزه کردن

media

رسانه، وسایل ارتباط جمعی

medial

میانی، وسط، بینابینی، متوسط، معمول، عادی

median

میانی، وسطی، میانه، خط میانی، بخش میانی، جزیره وسط، جزیره میانی (ترافیک)

« ۲۹۱  ۲۹۲  ۲۹۳ ۲۹۴ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۹۳ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰