manufacture ساخت، تولید، کالاهای تولیدی، فرآوردهها، تولیدات (بازرگانی)، ساختن، تولید کردن، فرآوری کردن
marginal (مربوط به) حاشیه، حاشیهای، کناری، میان مرزی، بینابینی، کماهمیت، اندک، جزیی، فرعی، جانبی، نهایی (اقتصاد)
mark علامت، نشان، نشانه، اثر، نمره، استاندارد، معیار، خط شروع، خط آغاز، علامت گذاشتن، نشانه گذاشتن، علامتگذاری کردن، با علامت مشخص کردن، اثر گذاشتن، برچسب زدن، نمره دادن، ثبت کردن)