make نوع،قسم، جور، ساخت، مدل، بازده، میزان تولید، ساختن، درست کردن، تولید کردن، آماده کردن، تهیه کردن، ایحاد کردن، مرتب کردن، جمع کردن، وضع کردن، برقرار کردن، بنا کردن (ساختمان)، ایراد کردن (سخنرانی)، مرتکب شدن، تنظیم کردن، باعث شدن، موجب شدن، کسب کردن، به دست آوردن، برآورد ...
manage اداره کردن، مدیریت کردن، گذراندن، چرخاندن، هدایت کردن، کنترل را در دست گرفتن، کنترل کردن، مهار کدن، موفق شدن، از عهده برآمدن