در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

luminescence

درخشش، درخشندگی، شب‌تابی، شب‌نمایی، نور، روشنایی

luminosity

درخشندگی، درخشش، روشنی، روشنایی

luminous

درخشان، درخشنده، روشن، شب‌نما، واضح

lump

تکه، قطعه، برآمدگی، ورم

lump sum contract

معامله با قیمت توافق شده (قیمت مقطوع)، قرارداد مقطوع

lump sum purchase

خرید به قیمت مقطوع، خرید به قیمت مقاطعه‌ای

lurch

پله رفتن، تکان تکان خوردن (کشتی، اتومبیل)

machine

دستگاه ماشین، وسیله نقلیه، کادر رهبری، دستگاه رهبری، با ماشین درست کردن، با ماشین ساختن، با دستگاه تولید کردن

machine (laying)

ماشین پخش‌کننده، دستگاه پخش (آسفالت، بتن)

« ۲۷۹  ۲۸۰  ۲۸۱ ۲۸۲ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۸۱ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰