در حال بارگذاری ...
 
 
لغت توضیح

lop

هرس کردن، بریدن، زدن (شاخه)

lorry

کامیون، ماشین‌بازی

lorry (breakdown)

وسیله نقلیه‌ای که برای یدک کشیدن وسایل نقلیه از کار افتاده مورد استفاده قرار می‌گیرد.

loss

لطمه، صدمه، ضایعه، ضرر، زیان، افت، کمبود، اتلاف، گم شدن، ناپدید شدن، از دست دادن، تلف کردن، هدر دادن

lost

گم شده، نابود شده، از دست رفته

lost time

زمان از دست رفته، زمان تلف شده

lot

قطعه زمین، قواره، مقدار زیادی، کلی، تعداد زیادی

lot (parking) [USA]

پارکینگ روباز، پارکینگ، توقفگاه وسایل نقلیه [اصطلاح آمریکایی]

loud a/

بلند، رسا، شدید، پرهیاهو، پرسروصدا، تند،‌ زننده

loudness

بلندی، رسایی، شدت، قوت

low

کوتاه، پایین، پَست، کم‌ارتفاع،‌ آهسته، بم، ضعیف، کند،‌ ارزان، سنگین (دنده)

low beam [USA]

نور پایین (چراغ جلوی وسیله نقلیه) [اصطلاح آمریکایی]

low density

چگالی کم، تراکم کم، کم‌تراکم

« ۲۷۷  ۲۷۸  ۲۷۹ ۲۸۰ »
۴۸ از ۲۶۶۵۹ نتیجه
۲۷۹ از ۵۵۶ صفحه
نتایج در هر صفحه: ۱۲۲۴۳۶۴۸۶۰