در حال بارگذاری ...
لغت توضیح

loaded

پر، پرشده، بارشده، بارگیری شده

loading

بار، بارگذاری (سازه)، بارگذاری، بارگیری

loading gauge

حداکثر ابعاد یک وسیله نقلیه ریلی، میله کنترل ارتفاع بار (راه‌آهن)

loan

قرض، وام، قرضه، امانت دادن، عاریه دادن، وام دادن، قرض دادن

loan bank

صندوق وام، بانک استقراضی

lobby

گروه فشار، گروه جلب‌ رأی، گروه اعمال نفوذ، لابی، تالار ورودی، سرسرا، هال، نمایندگان را تحت فشار قرار دادن، بر تصمیم نمایندگان اعمال نفوذ کردن

local a/

محلی، موضعی، اهالی محل، اهل محل، قطار محلی، اتوبوس محلی (در آمریکا)

صفحه  275  از  556