line خط، نخ، ریسمان، طناب، سیم (برق)، خط (تلفن)، ردیف، صف، مرز، خط مرزی، راهآهن، خط آهن، ریل، مسیر، خط سیر، راه، رویه، خطمشی، خط کشیدن، خطکشی کردن، صف بستن، ردیف شدن
line (up) [train] خط آهن یا مسیری که از یک شهر کوچک یا شهرستان به یک شهر بزرگ یا پایانه اصلی منتهی میشود [قطار]