lie وضع، وضعیت، موقعیت، بودن، قرار داشتن، عبور کردن، رد شدن (جاده)، گسترده بودن (زمین)، ایستاده بودن، مستقر بودن، قابل قبول بودن، قابل پذیرش بودن (حقوق)
life زندگی، عمر، حیات، طول عمر، طول زندگی، فعالیت، نشاط، شور، سرزندگی، حرارت، مدت اعتبار (جواز)، زندگینامه، شرح حال، بیوگرافی
lift آسانسور، بالابر، مرحله بتنریزی، بلند کردن، بالا آمدن، بهتر کردن، تقویت کردن، جابجا کردن، منتقل کردن، بلند شدن، پراکنده شدن
light سبک، ملایم، آهسته، آرام، بیاهمیت، کماهمیت، جزیی، خفیف، رقیق (مه)، راحت، آسان، روشنایی، نور، چراغ، برق، نورگیر، پنجره، روشن، پرنور، روشن کردن، روشن شدن، با چراغ راهنمایی کردن