lead سرب، راهنمایی، هدایت، رهبری، جلو، خط جلو، مقام اول، جوی، آبراهه، سیم رابط (برق)، خبر اول، تیتر اول، خبر اصلی، قراول (بنایی)، ناودان، راهنمایی کردن، هدایت کردن، در رأس بودن، پیشاپیش رفتن، پیش بودن، جلو بودن
leak سوراخ، شکاف، درز، نشت، رخنه، نشتی، نشت کردن، چکه کردن، نشتی داشتن، سوراخ بودن، آب دادن، منتشر کردن، منتشر شدن، فاش شدن، انتشار دادن (خبر، اطلاعات)
leave اجازه، رخصت، عزیمت، ترک، ترک کردن، رفتن، خارج شدن، بیرون رفتن، جا گذاشتن، گذاشتن، قراردادن، سپردن، محول کردن، واگذار کردن، حرکت کردن، رهسپار شدن، استعفا دادن
lecture کنفرانس، سخنرانی، موعظه، پند، اندرز، سرزنش، سخنرانی کردن، نطق کردن، درس دادن، پند و اندرز دادن، ملامت کردن